معرفی کامل Use Case View

  • Use Case

( هر سرویسی که سیستم در اختیار کاربران قرار می دهد).

  • سناریو
    ( متنی است که فعالیت های Use Case را به طور کامل شرح می دهد).
  • Actor

( هر کس که با مورد کاربرد کار می کند یک Actor است. کسانی هستند که اطلاعاتی را از Use Case دریافت و یا به آن تزریق می کنند).

عمدتا در Use Case Diagram با Actor، سناریو و Use Case در سروکار داریم.

هدف  Use Case دیاگرام چیست؟

ما به دنبال نیازمندی کاربران هستیم. ابتدا باید کاربران را تشخیص دهیم. در قدم بعد هر کاربر از سیستم چه می خواهد مستند سازی همه چیزی که سیستم به کاربران ارائه می دهد( مستند سازی نیازمندیهای کاربران)

هر یک از Actor ها به نوبه خود با بعضی از Use Caseها در ارتباط اند.

در واقع Use Case دیاگرام نقطه ورود یک سیستم است. از آنجا مسئله تحلیل می شود و در اختیار طراحان و برنامه نویسان قرار می گیرد.           

انواع Actor :

Actor با سیستم کار می کند یا اطلاعات می گیرند یا می دهند.

یک UseCase در جهت سرویس دادن به Actor عمل می کند. سیستم ساخته شده در نهایت باید پاسخگوی نیازمندیهای آنها باشد.

شناسایی Actor ها اولین قدم برای رسم Use Case است.

  • Actor اصلی ( متصدی فروش بلیط)
  • Actor فرعی ( مسافر)

مشخص کردن Actor اصلی و فرعی از این نظر اهمیت دارد که ما در نهایت سیستم را برای Actor اصلی تولید می کنیم و نیازمندیهای آنها بالاترین اولویت را برای تولید سیستم برای ما ایجاد خواهند کرد.

 

نکته: اولین قدم برای تهیه نیازمندیها در یک سیستم یافتن Actor می باشد، وقتی ما بدانیم Actor کیست و چه می خواهد به راحتی می توانیم Use Case های مورد نیاز را استخراج کنیم.

چگونه Actor  ها را بیابیم؟

۱- با رسم Context دیاگرام جز نمودارهای استاندارد UML نیست ولی می تواند در شناخت Actor کمک کند.

 

 

در این حالت ما کل سیستم را بدون توجه به جزییات در نظر می گیریم بررسی می کنیم که این سیستم با چه سازمانها و افرادی در ارتباط است.

Context  دیاگرام سیستم فروش بلیط در یک سطح انتزاع دیگر

 

در واقع سطح انتزاع رابطه مستقیم با نحوه ارتباط سیستم با موجودیت های دیگر دارد.

 

موجودیت خارجی  External Entity

در Context دیاگرام، موجودیت هایی که با سیستم در ارتباط اند را موجودیت خارجی
می نامند در واقع هر کس که ذینفع سیستم اند یا به سیستم نفع می رسانند.

اغلب موجودیت های خارجی نقش یک Actor را برای سیستم بازی می کنند.

 

نتیجه گیری

نقطه شروع برای ایجاد یک سیستم استخراج نیازمندیهای آن سیستم است و نقطه شروع برای استخراج نیازمندیها، استخراج Actor هااست و برای استخراج Actor ها

پیشنهاد می شود که از نمودار Context دیاگرام استفاده شود تا از طریق موجودیت های خارجی بتوانیم Actor ها را شناسایی کنیم.

پس از شناسایی Actor ها می توانیم بفهمیم که از سیستم چه می خواهیم.  برای هر نیازمندی یک Use Case را در نظر می گیریم که مجموعه Use Case ها، Use Case دیاگرام را می سازد.

در واقع ما با شناسایی Actor ها به استخراج Use Case می رسیم.

 

سناریو یا شرح Use Case  

متنی است که فعالیت های Use Case را به طور کامل شرح می دهد. در سناریو جزییات Use Case را شرح می دهیم

یعنی باید بگوییم داخل این Use Case چه کارهایی انجام می شود تا Use Case در جهت برآورده کردن نیازهای کاربران گام بردارد.

باید تمام عملیات داخل Use Case را مرحله به مرحله اسم برده و شرح دهیم.

یکی از کارهایی که در شرح Use Case به آن توجه می شود User Interface است

یعنی ما باید بگوییم که واسط کاربر دقیقا چگونه کار میکند معمولا واسط کاربر  را به صورت prototype آماده می کنند  و با مشتری بر سر آن به توافق می رسیم ما در مرحله آنالیز هستیم

اما قسمتی از بخش طراحی و کدنویسی را انجام می دهیم به همین خاطر متدلوژی RUP می گوید ما در هر فاز ممکن است درگیر تمام دیسیپلین ها شویم.

انواع روابط :

Association: معمولا بین Actor و Use Case قرار می گیرند پیشنهاد می شود

از این نوع رابطه بین Use Case ها استفاده نکنید زیرا فهم مسئله را دشوار می کند.

Dependency: شامل دو زیر رابطه Include و Extended است.

 

Use Case1  از عملیاتی که در Use Case 2 انجام می شود،  استفاده می کند

تا فعالیت خود را به پیش ببرد.

یک Use Case سرویسی را ارائه می دهد که سایر Use Case ها می توانند از آن استفاده کنند.

لازم به ذکر است که Use Case سرویس دهنده می تواند توسط یک یا چند Use Case مورد استفاده قرار گیرد.

در حالت Extended سرویس گیرنده در شرایط خاص می تواند از عملیات سرویس دهنده استفاده کند.

خلاصه مطالب:

ما برای انجام دیسیپپلین نیازمندیها به نمودارهای Use Case  نیازمند هستیم

این نمودارها نشاندهنده سرویس هایی است که سیستم در اختیار کاربران قرار می دهد

برای رسیدن به این سرویس ها ابتدا باید بدانیم کاربران سیستم چه کسانی هستند

این کاربران به سیستم اطلاعات می دهند و اطلاعات می گیرند و همان Actor ها هستند.

نقطه آغازین استخراج Actor ها رسم Context Diagram است

که نشان می دهند چه کسانی جز سیستم هستند چه کسانی نیستند

با رسم Context دیاگرام و تشخیص موجودیت های خارجی می توانید Actor ها را بدست آورید.

 استخراج Actor ها منجر به استخراج Use Case ها می شود.

یک تحلیلگر هر چه در استخراج روابط بین Use Case و Actor دقت بیشتری کند

می توانیم یک Use Case دیاگرام جامع و کاملی طراحی کنیم.

منظور از روابط Association ، Dependency و Generalization است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

Solve : *
15 × 23 =


فهرست